لبیک یا حسین

 

1181_583

 

سی سال است که می گویند چرا مراجع در امور سیاسی دخالت می کنند و از نتیجه ی این دخالت اظهار نارضایتی دارند. می گویند مراجع باید امور دینی را رسیدگی کنند و سیاست و مملکت داری را به اهل اش بسپارند. برخی عقیده براین دارند که مرجعیت باید نظارت علیای اش را حفظ می کرد و به کار سیاست داخل نمی شد.

همین آدم ها وقتی یک مرجع هم عقیده با آنان می شود و خود را از امور سیاسی دور می کند و با شجاعت برای رعایت این قاعده از ملاقات با صاحبان قدرت به هر قیمتی خودداری می کند و دشمنی صاحبان قدرت را به جان می خرد و از بی اخلاقی آنان ابا نمی کند، می شوند هماهنگ با عمله ی اصحاب قدرت و تیر به سمت او می اندازند.
هر کسی از سویی ندایی سرمی دهد، یکی می گوید چرا برای مسلمانان فلان کشور و علیه فلان فتنه سخن نگفتی و یکی می گوید وقتی ما را فتنه نامیدند و بلا به سرمان آوردند چرا سکوت کردی؟ ماجرای شتر مرغ است. هم می خواهند سیاسی نباشد هم له آنان صحبت کند.

تمام این ها برای این است که یک نفر درد دین در دل داشته و به یک اهانت بزرگ، اعتراض کرده است. می خواهند یک هنرپیشه را به هیبت حضرت ابوالفضل العباس علیه السلام فرزند گرامی امیرالمؤمنین و برادر بزرگوار حضرت امام حسین علیه السلام در آورند و به نمایش عمومی بگذارند. درد دارد برای آن ها که می فهمند. تیشه به ریشه می زند اگر بدانند. ریشه ای که ندارند و درد اش هم ندارند.

هدف قدرت است به هر قیمتی. آن یکی دور مانده از سفره ی قدرت، نامه می نویسد و کسی که خود را از سیاست دور نگه داشته، مواخذه می کند که چرا فلان جا و بهمان جا سکوت کرده ای، فلان جا و بهمان جایی که عمله ی او را صاحبان قدرت کتک زده اند. یکی دیگر هم مقاله می نویسد که چرا له عقاید من فتنه گران را تکفیر نکرده ای؛ فارغ از این که این مرجع بزرگوار همانند استادش نه به کار دنیا مشغول است و هم خود را به حفظ دین گذاشته است. با شجاعت در مقابل تخلف ایستاده و مؤمنان را هشیاری می دهد.

حضرت آیت الله العظمی وحید خراسانی دام ظله العالی، اگر نبودم آن روز که به هل من ناصرینصرنی سرورم حضرت امام حسین علیه السلام لبیک بگویم، امروز به جناب عالی که پیرو راه آن امام شهید هستید لبیک می گویم و با جان و مال و ناموسم به این لبیک پای بندم.

 

سیداحمدعلی بهشتی زاده
تهران
آذر ماه هشتاد و نه

امکان ارسال دیدگاه بسته شده است